دستبهدست
وقتی کتابها دوباره به زندگی برمیگردند
ممکن است کتابی را در دورهای از زندگی بخوانیم که پرسشهای خاصی ذهنمان را مشغول کردهاند. شاید پاسخی در آن پیدا کنیم، با ایدهای تازه آشنا شویم یا صرفاً چند ساعت را در جهان نویسندهای دیگر بگذرانیم. بعد، زندگی ادامه پیدا میکند. دغدغهها تغییر میکنند، کتابهای تازهای میخریم و آن کتاب، آرامآرام به گوشهای از کتابخانهی شخصیمان منتقل میشود؛ جایی که ممکن است سالها در آن بماند.
اما پایان یک تجربهی شخصی، لزوماً پایان زندگی یک کتاب نیست.شاید همان کتاب بتواند برای فرد دیگری آغاز یک تجربه باشد. شاید خوانندهای دیگر، در موقعیتی متفاوت، پرسشی را در آن پیدا کند که زمانی ذهن ما را درگیر کرده بود. شاید هم کتابی که مدتها در قفسه مانده است، تنها به فرصتی تازه برای خواندهشدن نیاز داشته باشد.
این فاصله میان کتابی که دیگر خوانده نمیشود و کسی که میتواند آن را بخواند، نقطهی شروع ایدهای است که در کال کافه آن را «دستبهدست» نامیدهایم.
مسئله فقط کتابخواندن نیست؛ مسئله، امکان خواندن است
وقتی دربارهی ترویج کتابخوانی صحبت میکنیم، معمولاً از اهمیت مطالعه، نقش کتاب در رشد فردی و ضرورت اختصاص زمان بیشتری به خواندن میگوییم. همهی اینها مهماند؛ اما شاید در کنار آنها لازم باشد به پرسش دیگری هم فکر کنیم: چگونه میتوانیم کتابخواندن را در زندگی روزمره، در دسترستر و طبیعیتر کنیم؟
علاقه به مطالعه همیشه به خواندن منظم منجر نمیشود. گاهی هزینهی تهیهی کتاب، گاهی کمبود زمان و گاهی فاصلهگرفتن از عادت مطالعه، شروع دوباره را دشوار میکند. از طرف دیگر، کتابهای زیادی وجود دارند که خوانده شدهاند، اما هنوز ظرفیت آن را دارند که به دست خوانندگان تازه برسند. در چنین شرایطی، شاید بخشی از راهحل، ایجاد مسیرهایی سادهتر برای دسترسی به کتاب باشد؛ مسیرهایی که در آنها لازم نباشد هر خواننده برای شروع، تمام منابع موردنیازش را از ابتدا تهیه کند و هر کتاب نیز پس از یکبار خواندهشدن، از جریان مطالعه خارج شود.
کتابخانههای اشتراکی و گردش کتابها میتوانند در همین نقطه نقش داشته باشند. آنها امکان میدهند کتاب از یک دارایی کاملاً شخصی فاصله بگیرد و به منبعی تبدیل شود که افراد بیشتری بتوانند از آن استفاده کنند.
دستبهدست، تلاشی کوچک در همین مسیر است؛ تلاشی برای اینکه کتابها فرصت بیشتری برای خواندهشدن داشته باشند و دسترسی به آنها، به تجربهای سادهتر و نزدیکتر به زندگی روزمره تبدیل شود.
دستبهدست چیست؟
دستبهدست، کتابخانهی کال کافه است؛ مجموعهای از کتابها که بخشی از آنها را خودمان تهیه کردهایم و بخشی دیگر میتوانند از طریق اهدای کتاب توسط دیگران به مجموعه اضافه شوند.
این کتابخانه با هدف فراهمکردن امکان استفادهی دوباره از کتابها و گسترش فرصت مطالعه شکل گرفته است. کتابهایی که دیگر در برنامهی مطالعهی صاحبانشان جایی ندارند، میتوانند به این مجموعه سپرده شوند تا امکان خواندهشدن دوبارهی آنها فراهم شود.
اما دستبهدست تنها جایی برای تحویلدادن یا برداشتن کتاب نیست. کتابخانه برای استفادهی مهمانان کال در خود محیط کافه نیز در دسترس است. اگر در زمان حضور در کافه دوست داشته باشید کتابی بردارید، چند صفحه بخوانید یا بخشی از زمانتان را به مطالعه اختصاص دهید، میتوانید از کتابهای این مجموعه استفاده کنید. به این ترتیب، دستبهدست دو امکان را کنار هم قرار میدهد: استفاده از کتاب در فضای کافه و مشارکت در گردش دوبارهی آن میان افراد مختلف.
قرار نیست برای خواندن حتماً کتابی بخریم، کتابی به همراه داشته باشیم یا از قبل برای مطالعه برنامهریزی کرده باشیم. گاهی کافی است کتابی را در قفسه ببینیم، عنوانش توجهمان را جلب کند و تصمیم بگیریم چند صفحه از آن را بخوانیم. شاید همین مواجههی اتفاقی، آغاز رابطهای تازه با کتاب باشد.
یک کتابخانه که با مشارکت شکل میگیرد
دستبهدست با کتابهایی آغاز شده که کال کافه برای این مجموعه تهیه کرده است. در کنار آن، این امکان وجود دارد که دیگران نیز کتابهایی را که دیگر به آنها مراجعه نمیکنند، به کتابخانه اهدا کنند.
برای ما، این مشارکت اهمیت دارد؛ زیرا کتابخانهای از این جنس، میتواند بهتدریج از تجربهها و انتخابهای افراد مختلف شکل بگیرد. هر کتاب، پیش از رسیدن به این قفسه، ممکن است بخشی از زندگی یک نفر بوده باشد؛ کتابی که زمانی با علاقه انتخاب شده، خوانده شده یا در مقطعی از زندگی همراه او بوده است
ممکن است کسی برای نوشیدن قهوه به کافه آمده باشد و در نهایت، چند صفحه از یک کتاب بخواند. ممکن است فرد دیگری از قبل قصد مطالعه داشته باشد و از کتابهای مجموعه استفاده کند. ممکن است کسی فقط عنوانی را ببیند و بخواهد آن را ورق بزند. همهی این تجربهها، به یک اندازه، میتوانند بخشی از زندگی یک کتابخانه باشند.
ما نمیخواهیم به کسی بگوییم چقدر بخواند یا چگونه کتابخوان باشد. ترجیح میدهیم امکان خواندن را فراهم کنیم و اجازه دهیم هرکس به شیوهی خودش از آن استفاده کند.
حالا این کتاب میتواند مسیر دیگری را آغاز کند
اهدای کتاب، در اینجا، به معنای کنارگذاشتن چیزی بیارزش نیست. اتفاقاً زمانی معنا پیدا میکند که کتاب هنوز برای خواندن مناسب باشد، اما صاحب فعلی آن تصمیم بگیرد امکان استفاده از آن را با دیگران شریک شود.
طبیعی است که برای حفظ کیفیت مجموعه، وضعیت ظاهری و محتوایی کتابها اهمیت داشته باشد. هدف این نیست که هر کتاب بلااستفادهای صرفاً به مکان دیگری منتقل شود؛ هدف، بازگرداندن کتابهای مناسب به چرخهی مطالعه است.
به همین دلیل، کتابهایی که به دستبهدست اهدا میشوند، بهتر است سالم، قابل استفاده و مناسب مطالعهی دوباره باشند. کتابخانه با همین مشارکتهای ساده میتواند بهمرور گسترش پیدا کند؛ نه از طریق انباشتهشدن کتابها، بلکه از طریق فراهمشدن فرصت استفاده از آنها.
خواندن، حتی اگر فقط چند صفحه باشد
ما گاهی برای شروع یک عادت خوب، انتظارات بزرگی از خودمان داریم. میخواهیم زمان مشخصی را به آن اختصاص دهیم، برنامهای منظم داشته باشیم و به نتیجهای قابلاندازهگیری برسیم. اما همین انتظارات ممکن است شروعکردن را به کاری دشوار تبدیل کنند.
کتابخواندن هم میتواند گرفتار چنین وضعیتی شود. ممکن است تصور کنیم مطالعه زمانی ارزشمند است که هر روز ساعتها کتاب بخوانیم یا در مدت مشخصی چندین عنوان را به پایان برسانیم. اما رابطهی ما با کتاب لزوماً نباید چنین باشد.
گاهی چند صفحه خواندن در فاصلهی میان دو کار، گاهی برگشتن به کتابی که مدتی کنار گذاشتهایم و گاهی مواجهه با موضوعی که پیش از آن دربارهاش چیزی نمیدانستیم، میتواند بخشی ارزشمند از روز باشد.
به همین دلیل، امکان مطالعه در خود کتابخانهی دستبهدست برای ما اهمیت دارد. میخواهیم مهمانان کال بتوانند در صورت تمایل، بخشی از زمان حضورشان را به کتاب اختصاص دهند؛ بدون اینکه این کار به برنامهای رسمی یا تعهدی تازه تبدیل شود.
از یک قفسه تا یک چرخهی فرهنگی
اگر کتابخانه فقط محلی برای نگهداری کتاب باشد، کارکرد آن به همان مجموعهای محدود میشود که در قفسه قرار گرفته است. اما وقتی امکان استفاده، اهدای کتاب و گردش دوبارهی آن وجود داشته باشد، کتابخانه میتواند بخشی از یک چرخهی فرهنگی شود.
در این چرخه، کتابی که دیگر استفاده نمیشود، به مجموعه اضافه میشود؛ خوانندهای دیگر به آن دسترسی پیدا میکند؛ امکان مطالعه در فضایی عمومی فراهم میشود و در ادامه، کتابهای بیشتری میتوانند به این جریان بپیوندند.
این اتفاق بهخودیخود تضمینکنندهی افزایش مطالعه در جامعه نیست و قرار نیست یک کتابخانه بهتنهایی پاسخگوی تمام موانع کتابخوانی باشد. اما میتواند قدمی عملی و قابل لمس برای نزدیکترکردن کتاب به زندگی روزمره باشد.
از سوی دیگر، استفادهی دوباره از کتابها یادآور این نکته است که ارزش منابع فرهنگی الزاماً با مالکیت دائمی آنها بیشتر نمیشود. گاهی بهاشتراکگذاشتن یک منبع، امکان بهرهمندی از آن را برای افراد بیشتری فراهم میکند.
دستبهدست بر پایهی همین نگاه شکل گرفته است: کتابها را تا جایی که امکان دارد، در مسیر استفاده نگه داریم.
سهمی اجتماعی در کنار یک هدف فرهنگی
دستبهدست در کنار هدف فرهنگی خود، با حمایت از یک مؤسسهی خیریه نیز پیوند دارد. به این ترتیب، این طرح میتواند علاوه بر فراهمکردن فرصتهای بیشتر برای مطالعه و استفادهی دوباره از کتابها، سهمی در یک فعالیت اجتماعی داشته باشد.
برای ما مهم است که این بخش از طرح، روشن و قابل پیگیری باشد. حمایت اجتماعی زمانی معنای واقعیتری پیدا میکند که سازوکار آن مشخص باشد و افراد بتوانند دربارهی نحوهی انجام آن اطلاعات کافی داشته باشند. به همین دلیل، جزئیات مربوط به شیوهی حمایت و گزارش عملکرد آن باید از طریق وبسایت کال کافه اطلاعرسانی شود.
در عین حال، ترجیح میدهیم ارزش دستبهدست را فقط با میزان مشارکت، تعداد کتابها یا نتیجهی مالی آن نسنجیم. گسترش دسترسی به کتاب، استفادهی دوباره از منابع موجود و شکلگرفتن فرصتی برای مطالعه نیز بخش مهمی از هدف این طرح است.
برای ما، بُعد اجتماعی و بُعد فرهنگی این کتابخانه دو مسیر جدا از هم نیستند؛ دو وجه از یک تلاشاند برای اینکه آنچه در اختیار داریم، بتواند فایدهی بیشتری پیدا کند.
چرا دستبهدست در کال کافه شکل گرفته است؟
ما در کال کافه به کیفیت تجربههای روزمره اهمیت میدهیم. به این فکر میکنیم که فضاهایی که در آنها وقت میگذرانیم، چطور میتوانند فراتر از کارکرد اولیهی خود، امکان تجربههای دیگری را هم فراهم کنند. کافه میتواند جایی برای گفتوگو باشد؛ برای دیدن دوستان، آشنایی با آدمهای تازه، شنیدن موسیقی یا فقط کمی فاصلهگرفتن از شتاب روزانه. مطالعه نیز میتواند یکی از همین تجربهها باشد.
کتابخانهی دستبهدست قرار نیست کال را به مکانی تبدیل کند که همهی مهمانانش ملزم به کتابخواندن باشند. قرار نیست هویت تازهای را به کافه تحمیل کند یا حضور کتاب را به نمایشی برای معرفی برند تبدیل کند.
ما فقط میخواهیم کتاب در این فضا امکان حضور داشته باشد؛ به همان طبیعیبودنی که یک مهمان میتواند تصمیم بگیرد قهوهاش را آرامتر بنوشد، چند صفحه مطالعه کند یا زمانی را به خودش اختصاص دهد. به همین دلیل، ترجیح میدهیم دستبهدست بدون تبلیغات پرهیاهو و از مسیر وبسایت و فضای داخلی کافه معرفی شود. برای ما، این کتابخانه بیش از آنکه فرصتی برای دیدهشدن کال باشد، فرصتی برای انجام کاری است که به آن باور داریم.
اگر کسی با دیدن کتابخانه به کتابی علاقهمند شود، اگر کتابی را اهدا کند یا اگر چند صفحه از یک کتاب را در کافه بخواند، این تجربه بدون نیاز به تبدیلشدن به یک رویداد تبلیغاتی، میتواند به هدف خودش نزدیک شده باشد.
دستبهدست؛ یک دعوت ساده
برای همراهی با این کتابخانه، لازم نیست کار بزرگی انجام دهیم. اگر مهمان کال هستید، میتوانید در زمان حضورتان از کتابهای دستبهدست برای مطالعه استفاده کنید. اگر کتابی دارید که دیگر به آن مراجعه نمیکنید و همچنان برای خواندن مناسب است، میتوانید آن را به این مجموعه اهدا کنید تا فرصت خواندهشدن دوباره داشته باشد و اگر فعلاً هیچکدام از این دو کار برایتان ممکن نیست، باز هم میتوانید بدانید که چنین امکانی در کال وجود دارد؛
کتابخانهای که برای استفادهی روزمره و مشارکت داوطلبانه شکل گرفته است.قرار نیست همه به یک شکل در این تجربه سهیم باشند. گاهی استفاده از یک کتاب کافی است، گاهی سپردن آن به خوانندهای دیگر و گاهی فقط فراهمبودن امکان این انتخاب.
شاید نتوانیم با یک کتابخانه تمام فاصلهی میان آدمها و کتابها را از بین ببریم. اما میتوانیم از جایی کوچک شروع کنیم؛ از چند قفسه، از کتابهایی که دوباره خوانده میشوند و از فضایی که در آن، مطالعه بخشی از زندگی روزمره است. دستبهدست، برای کتابهایی که هنوز میتوانند خوانده شوند؛ برای آدمهایی که شاید هنوز آنها را پیدا نکردهاند؛ و برای فرصتی که با بهاشتراکگذاشتن، میتواند ادامه پیدا کند.
CALL CAFE
A PAUSE TO CONTINUE